{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Blood flow
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[علوم تغذیه ]
جریان خون
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
جریان خون
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
جریان خون
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
جريان خون
معنی Blood flow, معنی Bکخخی بکخص, معنی Blood flow, معنی اصطلاح Blood flow, معادل Blood flow, Blood flow چی میشه؟, Blood flow یعنی چی؟, Blood flow synonym, Blood flow definition,
معنی Commercial Manager
,
ترجمه Commercial Manager
به انگلیسی,
معنی احساس وقوع امری در اینده تنه زدن، قوز، گوژ، قلنبه، فشار با ارنج، کوهان، ظن خم کردن، بشکل قوز دراوردن، (باpu یاtuo) قوز کردن
,
ترجمه احساس وقوع امری در اینده تنه زدن، قوز، گوژ، قلنبه، فشار با ارنج، کوهان، ظن خم کردن، بشکل قوز دراوردن، (باpu یاtuo) قوز کردن
به انگلیسی,
معنی رام شدنی، نرم، سست مهار
,
ترجمه رام شدنی، نرم، سست مهار
به انگلیسی,
معنی (تش.) زهدانچه
,
ترجمه (تش.) زهدانچه
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی